
برچسب:
نویسنده: نوید میرزاده
دلم برای خودم تنگ شده
روی شانه هايم
جای سرم چناری بکارم
و برای هفتهای در سايهاش آرام گيرم

برچسب:
نویسنده: نوید میرزاده
شب ، سکوت ، حسرت و نگاه بغض آور و تمسخر آمیز آرزوها
و بیداد دیدگان اشک آلود من
و در پایان سلام دوباره به سراب
سرابی که در من نشان و ارزش پیدا کرده است .
با آهی سرد ، دل ناتوانم را به صبوری دعوت می کنم
صبوری اِی که در من معنا گرفته است
و این همه
داستان هر روز زندگی من است
از تکرار خسته کننده و مایوس کننده روزها
برچسب:
نویسنده: نوید میرزاده